تیپ بدنی یا سوماتوتایپ

در بحث بدن سازی و تناسب اندام شاید برجسته ترین و اثرگذارترین فاکتور برای نقطه شروع که جزء اصل تفاوت های فردی است سوماتوتایپ یا تیپ پیکری باشد که از طریق علم پیکر سنجی یا  یا آنتروپومتری بررسی و مطالعه می شود بدیهی است در کنار پیکر سنجی سایر آزمونهای بررسی کننده امادگی فیزیکی و حرکتی ورزشکار همچون اندازه گیری قدرت،سرعت،استقامت عضلانی،استقامت قلبی تنفسی ، انعطاف پذیری ، توان ، چابکی ، هماهنگی عصبی ، عضلانی ، تعادل ، حداکثر اکسیژن مصرفی و بررسی حجم ها وظرفیت های ریوی و...

جایگاه مطلوب خود را داشته و ازمونهای ازمایشگاهی فیزیولوژیک همچون نمونه برداری از تارهای عضلانی در سطوح پیشرفته تر لازمه کسب اطلاعات اولیه برای شروع طراحی تمرین توسط مربی باشد.


مفهوم سوماتوتایپ که اولین بار در سال 1953 توسط یک روانشناس آمریکایی به نام پروفسور اچ شلدون مطرح شد بیانگر تقسیم بندی پیکرهای انسانی در سه رده چاق پیکرها ( اندومروف ها ) عضلانی پیکرها ( مزومورف ها ) و لاغر پیکرها ( اکتومورف ها ) می باشد که هر فرد سه مشخصه را دارا بود ، ولیکن یکی از مشخصه ها غالب ، دیگر مشخصه پیرو مشخصه سوم مغلوب می باشد شدت هر مشخصه با عدد 9 و ضعف حضور مشخصه با عدد 1 در هر تیپ پیکری مطرح می شود و سوماتوتایپ هر فرد توسط سه عدد مجزا مطرح می شود . به هنگام ثبت اعداد مربوط به سوماتوتایپ از چپ به راست عدد اول نشانگر جزء اندومورفی ، عدد دوم (وسط) نشانگر جزء مزومورفی و عدد سوم جزء اکتومورفی می باشد.


اکتومورفی ، مزومورفی و اندرومورفی

در عرصه میدانی و برای درک بهتر مطلب می توان به اجزا پیکری حسین رضا زاده قهرمان المپیک و قوی ترین مرد جهان در سال 2000 میلادی اشاره کرد.در یک ازمون آنتروپومتریکی قبل از المپیک سیدنی توسط دکتر فرجی زاده اعداد 5/0-0/9-5/5 به دست آمد.

معنای اعداد فوق حاکی ازان است که ورزشکار یاد شده 5/5 از 9 اندومورف ، 9 از 9 مزومورف و 0.5 از 9 اکتومورف بوده است.

نتایج ازمون های انتروپومتریکی که اندازه گیری طول ها ، محیط ها و ضخامت چربی زیرپوستی در نواحی مختلف بدن به دست می اید می تواند در بررسی اولیه  استعدادیابی پیشرفت و یا افت ورزشکار در طول تمرینات و یا به هنگام بی تمرینی بکار برده شود.

پژوهشگر و فیزیولوژیست ورزشی دکتر علی صبا